رانا نایدو در حالی که رسواییها را برای بازیکنان کریکت و ستارهها به خاک میسپارد، با آزادی ناگهانی پدرش از زندان مبارزه میکند. یک برخورد غیر قانونی ناینا را عصبانی می کند.
ناگا سعی می کند با خانواده اش پیوند برقرار کند. رعنا به آخرین مشکل پرنس رسیدگی می کند. یک دوستی آزمایشی بین نیتیا و همسایه اش ریحان شکل می گیرد.
یک تصادف رانندگی، OB و وضعیت او را در موقعیتی آسیب پذیر قرار می دهد. یک ملاقات غیرمنتظره ناگا را به حقیقت وحشتناکی در مورد پسرش هدایت می کند.
ناگا با نقشه ای از خود به دنبال اعتراف کردن از شاهزاده است. معامله رعنا با مادر ریحان با شکستی ویرانگر روبرو می شود.
رعنا که توسط یک پلیس سرسخت دنبال می شود، اوضاع را به دست خود می گیرد. یافا زمانی که یک مهمانی در آپارتمانش از کنترل خارج می شود به تاریکی کشیده می شود.
شاهزاده که گذشته خود را برای یک فیلم پرفروش استخراج می کند، مجبور می شود یک شب دلخراش را به یاد بیاورد. رعنا در جستجوی یک شخصیت بدنام به حیدرآباد باز می گردد.
خاطرات خواهر مرحومشان در روز تولدش، برادران را دور هم جمع می کند. یک نیتیا سرکش به دنبال ریحان در خانه کودکی اش می گردد.
پس از درخواست از پرینس برای همراهی آنی در مراسم اهدای جوایز پر زرق و برق، نقشههای خوب رانا به سمتی تیره میرود که سوریا سرانجام با ناگا روبرو میشود.
تج و رعنا با تلاش برای دور نگه داشتن یافا از دردسر شروع به درگیری می کنند. محصور در یک اتاق هتل، سوء ظن ناینا به نقطه جوش می رسد.
با انتشار خبر حضور سوریا در بمبئی، رانا برای کمک به فرار او تحت فشار قرار می گیرد. گلوله ها در یک رویارویی خونین پرواز می کنند که در طی آن هیچ کس در امان نیست.